فهرست مقالات ( 11 ) مقاله :
نویسندگان: الهام مسرت, سیدرضا فاطمی, فاطمه نعمتی ملک, محمدرضا زالی
کلیدواژه ها : سابقه ی فامیلی سرطان - سرطان کولورکتال - بستگان درجه اول
: 11838
: 45
: 0
ایندکس شده در :
مقدمه: در 10 تا 15% موارد سرطان کولورکتال، سابقه ی فامیلی سرطان در بستگان فرد مبتلا مشاهده می شود. اگرچه افزایش خطر سرطان کولورکتال در افراد با سابقه ی فامیلی مثبت در مطالعات گذشته مکرراً به اثبات رسیده است ولی اطلاعات بسیار محدودی در این زمینه در ایران گزارش شده است. هدف از این مطالعه تعیین ارتباط وجود سابقه ی فامیلی سرطان و ابتلا به سرطان کولورکتال می باشد.مواد و روش ها: مطالعه حاضر به صورت یک مطالعه مورد- شاهدی همسان نشده طراحی شده است. 393 مورد با تشخیص قطعی سرطان کولورکتال و 393 شاهد سالم که در یک طرح بررسی سلامتی شرکت کرده بودند به طور تصادفی انتخاب شدند. اطلاعات مربوط به سابقه ی فامیلی سرطان در موردها با استفاده از فرم های ثبت سرطان و در شاهدها با مصاحبه با آنان توسط پرسنل بهداشتی آموزش دیده جمع آوری شد. نسبت شانس مانتل- هانزل برای از بین بردن اثر مخدوش کنندگی سن و جنس محاسبه گردید.نتایج: سابقه ی فامیلی سرطان توسط 4/36% موردها و4/24% شاهدها گزارش گردید. خطر ابتلا به سرطان کولورکتال در افرادی که سابقه ی ابتلا به سرطان در حداقل یکی از بستگان درجه ی یک آن ها گزارش گردیده بود در حدود 2 برابر افزایش می یافت. نتایج مطالعه نشان داد که داشتن سابقه¬ی فامیلی سرطان کولورکتال با احتمال 8/4 برابر (1/8-8/2:CI95/0) ابتلا به سرطان کولورکتال مصادف خواهد بود.نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه می توان چنین نتیجه گیری کرد که داشتن سابقه ی فامیلی سرطان با خطر ابتلا به سرطان کولورکتال همراه است. بر مبنای آن که، برنامه ی معمول جهت غربالگری سرطان کولورکتال در ایران وجود ندارد، لذا توصیه می شود بستگان درجه یک بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال در اولویت برنامه های غربالگری قرار بگیرند.
    نویسندگان: بهزاد دماوند, سجاد مجیدی زاده بزرگی, سیدرضا فاطمی, علی تهامی, پروین رستمی
    کلیدواژه ها : تب مدیترانه ای فامیلی - جهش - ژن MEFV
    : 9234
    : 5
    : 0
    ایندکس شده در :
    سابقه و هدف: تب مديترانه اي فاميلي (FMF) يك بيماري ارثي اتوزومال مغلوب با علايم تب هاي حاد خود محدودشونده و التهاب غشاء هاي سروزي است. ژن MEFV تنها ژن مرتبط با اين بيماري است كه دراين مطالعه به منظور يافتن جهش هاي احتمالي مورد بررسي قرار گرفت.
    روش بررسي: در اين مطالعه بنيادي، 51 فرد مبتلا به FMF كه توسط پزشك به اين مركز ازجاع شده بودند، بررسي شدند. در ابتدا DNA ژنوميك استخراج گرديد، سپس به منظورتكثير قطعات مورد نظر و با استفاده از پرايمرهاي اختصاصي طراحي شده براي 10 اگزون (نواحي كد كننده) ژن MEFV، PCR انجام گرفت .پس از آن توالي يابي اگزون ها انجام شد و در نهايت آناليز توالي هاي تكثير شده صورت گرفت.
     يافته ها: 24 نفر (05/47 درصد) داراي جهش بودند. 14 بيمار (3/58 درصد) جهش شايع M694V را در اگزون 10 نشان دادند كه شامل 4 موتاسيون هموزيگوت و 8 جهش هتروزيگوت و 2 موتاسيون هتروزيگوت مركب بود. 6 بيمار (25 درصد) جهش از نوع M680I دراگزون 10 نشان دادند و 2 فرد نيز (3/8 درصد) داراي جهش از نوع V726I بودند. يك بيمار جهش هتروزيگوت E148Q در اگزون 2 را نشان داد.
    نتيجه گيري: اين تحقيق، نتايج مطالعات ديگر مبني بر اينكه جهش M694V شايع ترين موتاسيون در جمعيت هاي مختلف است را تاييد مي كند.
      نویسندگان: سیدرضا فاطمی
      کلیدواژه ها : روش بيزي - سانسور فاصلهاي - مدل وايبول - سرطان معده
      : 6139
      : 155
      : 0
      ایندکس شده در :
      سابقه و هدف: سرطان معده يكي از شايعترين سرطانها در دنياست. در اكثر تحقيقات پزشكي كه هدف بررسي توزيع بقا ميباشد از روشهاي كلاسيك مانند رگرسيون كاكس و مدلهاي پارامتري استفاده ميشود، حال آن كه مدلهاي بيزي مزيتهايي نسبت به حالت كلاسيك دارند. هدف از مطالعهي حاضر، ارائه روش بيزي در تحليل بقاي بيماران مبتلا به سرطان معده، تحت مداوا در بخش گوارش بيمارستان طالقاني تهران ميباشد كه در آن از توزيع وايبول در مدلبندي استفاده شده است.مواد و روشها: اين تحقيق يك مطالعه طولي تاريخي است كه از طريق مراجعه به پرونده بيماران مبتلا به سرطان معده مربوط به تاريخ بهمن 1382 لغايت دي 1386 در بخش گوارش بيمارستان طالقاني تهران تحت درمان بودند، انجام شد. مجموعاً 178 بيمار به مطالعه وارد شدند و از طريق تماس تلفني، اطلاعات مربوط به بقاي آنها جمعآوري شد. وضعيت بقاي بيماران بر حسب مدل وايبل بيزي با در نظر گرفتن متغيرهايي مانند سن هنگام تشخيص بيماري، جنس، اندازه تومور، وجود متاستاز به ساير اندامها تحليل شد. كليه محاسبات با نرمافراز winbugs انجام و سطح معنيداري 05/0 در نظر گرفته شده است.يافتهها: در مجموع 178 بيمار مبتلا به سرطان معده به اين مطالعه وارد شدند. نتايج حاصل نشان داد ميزان بقا به سن هنگام تشخيص بيماري و اندازه تومور بستگي دارد. در افرادي كه سن آنها هنگام تشخيص بيماري كمتر ميباشد، ميزان بقا بيشتر است و در مورد بيماراني كه اندازه تومور در آنها كوچكتر ميباشد، ميزان بقاي آنها افزايش پيدا ميكند.نتيجهگيري: رويكرد بيز روش ديگري علاوه بر رويكرد كلاسيك براي تحليل دادهها ميباشد. با توجه به اينكه مدلهاي كلاسيك مبتني بر تقريب نرمال ميباشند و احتياج به نمونههاي بزرگ دارند، روشهاي بيزي براي تحليل نمونههاي كوچك توصيه ميشود. نتايج اين مطالعه نشان داد كه مدل وايبول براي دادههاي سرطان معده مناسب ميباشد. همچنين اين مطالعه نشان داد سن بيمار در زمان تشخيص و اندازه تومور از عوامل مهم مرتبط با بقاي بيماران مبتلا به سرطان معده ميباشند. در نتيجه در صورت تشخيص اين بيماري در سنين پايينتر و مراحل اوليه پيشرفت بيماري، خطر نسبي مرگ كاهش مييابد.
        نویسندگان: فرامرز درخشان, محمدرضا زالی, سیدرضا فاطمی
        کلیدواژه ها : پليمورفيسم - ژنوتيپ - هپاتيت C
        : 10596
        : 26
        : 0
        ایندکس شده در :

        مقدمه و هدف: سايتوکاين ها از عوامل سيستم ايمني هستند که بعنوان ايفا کنندگان نقش اساسي در پاکسازي يا پيشرفت عفونت هپاتيت C شناخته مي شوند. اثر خصوصيات ژنتيکي ميزبان بر برون ده باليني عفونت هپاتيت C هنوز کاملا"مشخص نيست. از سوي ديگر تأثير تغييرات ژنتيکي از قبيل چند شکلي هاي تک نوکلئوتيدي بر ميزان بيان و عملکرد سايتوکاين ها تحت بررسي است. هدف از مطالعه حاضر مقايسه تغييرات ژني سايتوکاين Transforming Growth Factor-β در رابطه با حساسيت آنها نسبت به عفونت هپاتيت C بود.

        روش كار: در اين مطالعه مورد ـ شاهدي جمعيت مورد مطالعه متشکل از125فرد مبتلا به هپاتيت C و 125 فرد سالم بود. تعيين ژنوتايپ با استفاده از واکنش زنجيره پليمراز و متعاقب آن هضم آنزيمي بروش RFLP (Restriction Fragment Length Polymorphism) و توزيع پلي مورفيسم G>C 915 ژن TGF-β1 بين دو گروه مقايسه شد. براي تأييد نتايج ژنوتايپينگ10%
        نمونه ها با روش تعيين توالي مستقيم تعيين ژنوتايپ شدند.

        نتايج: فراواني ژنوتيپ هاي GG، GC و CC بترتيب در بيماران92%،8%و0% ودر ميان افراد شاهد بترتيب 6/89%، 8/8% و 6/1% بود و فراواني الل هاي G و C در افراد شاهد بترتيب 94% و 6% و درميان بيماران بترتيب 96% و 4% بود. ازلحاظ آماري ميان بيماران و افراد شاهد ارتباط معني داري يافت نشد.

        نتيجه نهايي : : توزيع ژنوتيپ ها در بين بيماران هپاتيت C مزمن مشابه برخي از مطالعات قبلي است. اما فراواني ژنوتيپ ها در افراد شاهد با بررسي هاي انجام شده در جمعيت هاي ديگر متفاوت است. در نتيجه در مورد اين جمعيت ايراني نمي توان پلي مورفيسم جايگاه 915 ژن  TGF-β را عامل افزايش يا کاهش حساسيت افراد نسبت به عفونتHCV دانست.

          نویسندگان: یلدا زرنگارنیا, نصیبه خیر, علی¬اکبر خادم معبودی, محمدرضا زالی, سیدرضا فاطمی
          کلیدواژه ها :
          : 11692
          : 8
          : 0
          ایندکس شده در :

            مقدمه و هدف: به كارگيري روش هاي پروتئوميك و پيشرفت پژوهش هاي با توان بالاي پروتئين ها زمينه ساز نياز به روش هاي تازه در تحليل هاي بيوانفورماتيك نتايج آزمايشگاهي-شده است. تحليل خوشه اي، روش آماري مناسبي است كه مي تواند در تحليل اين گونه داده ها، استفاده شود. هدف از اين پژوهش، ارزيابي كارايي روش خوشه بندي فازي در تحليل پروتئين هاي مرتبط با سرطان هاي دستگاه گوارش بوده است.

           

            مواد و روش ها: در اين پژوهش، پروتئين هاي شناسايي شده مرتبط با سرطان هاي مري، معده و كلون با استفاده از روش هاي خوشه بندي سلسله مراتبي و غيرسلسله مراتبي تحليل و بررسي شدند. براساس هر يك از ابعاد هستي شناسي ژني، پروتئين ها را خوشه بندي كرده، نتايج را با يكديگر مقايسه كرديم.

           

            يافته ها: نتايج به دست آمده نشان داد، عملكرد دو روش خوشه بندي سلسله مراتبي و تقسيم-بندي به يكديگر نزديك بوده است. با وجود چشمگير نبودن عرض سايه نماي كل خوشه بندي ها، بيشتر پروتئين هاي در هر خوشه، داراي اشتراكات بيولوژيكي قابل توجهي هستند. نتايج به-دست آمده نشان مي دهد، روش هاي خوشه بندي توانسته اند الگوهاي تفسيري جديدي را كه قبل از خوشه بندي پروتئين ها مشخص نشده بودند، آشكار سازند.

           

            نتيجه گيري: با بررسي نتايج حاصل از خوشه بندي PAM و خوشه بندي سلسله مراتبي، مشخص شد، نتايج اين دو خوشه بندي بسيار مشابه يكديگر هستند. شايد بتوان گفت، روش PAM به دليل معرفي نماينده اي براي هر خوشه، موشكافانه تر عمل كرده، در حالي كه روش سلسله مراتبي ساده تر بوده است. همچنين به نظر مي رسد، پروتئين هايي كه براساس تشابهات جايگاه سلولي در كنار يكديگر قرار مي گيرند، داراي تشابهات بيولوژيكي و عملكردي نيز هستند كه بايد اين مسئله بيشتر بررسي شود.

            نویسندگان: وحید میرزایی, منوچهر خوش باطن, طالبی پور بهمن, زیبا خرم, افسانه شریفیان, فرهاد حاج شیخ الاسلامی, معصومه غلامرضا شیرازی, Fatemi SR1, Mohammadalizadeh AH1, Mirzaie V1, Khos محمدرضا زالی
            کلیدواژه ها : سيروز - سندرم هپاتوپولمونر - ديلاتاسيون عروق داخل ريوي - سيروز
            : 20117
            : 229
            : 0
            ایندکس شده در :
            سابقه و هدف : سندرم هپاتوپولمونري (HPS (يكي از عوارض ريوي بيماران سيروزي است كه با كاهش اكسيژن خون شرياني خود را نشان مي دهد .مطالعه حاضر با هدف تعيين فراواني اين سندرم در بيماران سيروزي، بررسي خصوصيات باليني و آزمايشگاهي و تعيين ارزش پيش بيني كننده اين خصوصيات در تشخيص اين سندرم در بيماران ايراني صورت گرفت. 

            مواد و روشها :اين مطالعه بر روي 54 بيمار مبتلا به سيروز كه طي سالهاي 83-1382به بخش گوارش بيمارستان طالقاني مراجعه كرده بودند، انتخاب شدند .اكوكنتراست ريه صورت گرفت و شانت داخل ريوي و داخل قلبي در آنها بررسي شد .توسط ABG اكسيژن خون شرياني و گراديان (A-a(o2 اندازه گيري شد .علائم باليني-آزمايشگاهي و علل زمينه اي بررسي گرديد .تمام بيماران از نظر واريس مري تحت آندوسكوپي قرار گرفتند .بيماراني كه هر سه معيار تشخيص سندرم هپاتوپولمونر را به صورت سيروز كبدي، داكسي ژيناسيون خون شرياني (mmHg80Po2< (و ديلاتاسيون شرياني داخل ريوي داشتند، تحت عنوان سندرم هپاتوپولمونري كلينيكال تعريف شدند و بيماراني كه فقط ديلاتاسيون شرياني داخل ريوي داشتند ولي معيارهاي ديگر (هيپوكسي خون شرياني (را نداشتند، تحت عنوان ساب كلينيكال هپاتوپولمونري شناخته شدند.

            يافته ها :از 54 بيمار ،10 بيمار (5/18 (%معيارهاي HPS كلينيكال و 7 بيمار (13 (%HPS ساب كلينيكال داشتند .بيشترين فراواني در گروه سني80-71 سال بود .بيشترين عامل ايجاد HPS هپاتيت B بود .از نظر علائم باليني بيشترين فراواني مربوط به تنگي نفس (100 (%و سيانوز (90 (%بود. تنگي نفس بيشترين حساسيت و كلابينگ بيشترين ويژگي را داشت .Pao2 زير 70 و گراديان آلوئولي- شرياني بالاترين حساسيت را در تشخيص HPS داشت . 

            نتيجه گيري :كلابينگ با بيشترين ارزش اخباري مثبت (75%( و تنگي نفس با بيشترين ارزش اخباري منفي (100%( بهترين فاكتورها در تشخيص باليني سندرم هپاتوپولمونري هستند .70Pa02< و 30P(A-a(02> و مجموع آنها بيشترين ارزش پيشگويي كننده مثبت و منفي را در تشخيص سندرم هپاتوپولمونري دارند.

              نویسندگان: سیدرضا فاطمی, محمدرضا زالی
              کلیدواژه ها : پليمورفيسم - سرطان روده بزرگ - گيرنده هاي ويتامين D
              : 5938
              : 91
              : 0
              ایندکس شده در :

              مقدمه و هدف : ميزان بيان ژن گيرنده ويتامين D (VDR) در تنظيم رشد و تکثير سلولي  دخالت دارد.بنابراين اين ژن ممکن است در ايجاد سرطان و از جمله سرطان روده بزرگ نقش داشته باشد. در اين ميان پلي مورفيسم هاي يک ژن مي توانند در عملکرد آن ژن تاثير گذار باشند. يکي از پلي مورفيسم هاي مهم در اين ژن، پلي مورفيسم  61968T>C مي باشد.هدف از انجام اين مطالعه ،تعيين ارتباط اين پلي مورفيسم و سرطان روده بزرگ مي باشد.

              روش كار: در اين مطالعه مورد-شاهدي تعداد 130 نمونه بيمار و 130 نمونه کنترل مورد ارزيابي قرار گرفتند. واکنش زنجيره اي پليمراز(PCR) و چند شکلي طولي قطعات برش يافته(RFLP)  به منظور ارزيابي ژنوتيپ ها انجام گرفت.

              نتايج : فراواني ژنوتيپ هاي CC،CTوTT به ترتيب  درگروه کنترل 10% ،  5/31% و  5/58% و در گروه بيماران  4/15% ،7/37% و 9/46% مي باشند. همچنين فراواني آلل هاي T,C بترتيب 3/39% و 7/60%  در کنترل ها  و 2/34% و 8/65%  دربيماران تعيين گرديد. بين ژنوتيپ CT و سرطان روده بزرگ ارتباط معني داري يافت شد 449/0  OD= (783/0-257/0   CI=95%) و  005/0=P در حاليکه بين ژنوتيپ CC و اين  سرطان  ارتباط معني دار وجود نداشت 996/0 OD= (289/2-433/0   CI=95%) 992/0 =P.

              نتيجه نهايي: يافته هاي اين مطالعه نشان داد که ارتباط معني داري بين ژنوتيپ CC  و سرطان روده بزرگ وجود ندارد. در حاليکه ژنوتيپ  CT همبستگي معکوس معني داري با سرطان کولورکتال را مشخص کرد .نتايج حاصل ازمطالعات قبلي در جمعيتهاي ديگر نيز اين يافته ها را تاييد مي کنند.

                نویسندگان: بیژن مقیمیدهکردی, سیدرضا فاطمی, اسما پورحسینقلی, محمدرضا زالی
                کلیدواژه ها : سرطان روده بزرگ - سابقه فاميلي - مطالعه مبتني جمعيت
                : 9576
                : 96
                : 0
                ایندکس شده در :

                  سابقه و هدف: سابقه فاميلي سرطان روده بزرگ با خطر بالاتر بروز اين بيماري در ارتباط ميباشد. اين افزايش خطر به تعداد بستگان مبتلا و سن تشخيص بيماري در آنها وابسته است. هدف از انجام مطالعه حاضر ارزيابي شيوع سابقه فاميلي سرطان روده بزرگ در يك نمونه تصادفي از جمعيت شهر تهران بود.

                  مواد و روش ها: مطالعه حاضر يك مطالعه مقطعي مبتني بر جمعيت ميباشد كه در فاصله سالهاي 86-1385 در استان تهران انجام شده است. مجموعاً 5500 نفر (سن بالاي 20 سال) در استان تهران با استفاده از نمونهگيري تصادفي بر اساس كد پستي انتخاب و جهت شركت در مطالعه دعوت شدند. شركتكنندگان در مطالعه فرم ثبت اطلاعات در زمينه سابقه فاميلي سرطان روده بزرگ را تكميل نمودند.

                  يافته ها: ميانگين سني مردان داراي سابقه فاميلي سرطان روده بزرگ اختلاف معنيداري با مردان فاقد سابق فاميلي داشت. اختلاف معنيداري مابين ميانگين سني زنان واجد و فاقد سابقه فاميلي سرطان روده بزرگ مشاهده نشد. از كل 5500 نفر شركتكننده در مطالعه، 162 شركتكننده (9/2%) سابقه فاميلي مثبت ابتلا به سرطان روده بزرگ را گزارش نمودند. از اين 162 نفر، 67 نفر (22/1%) از شركتكنندگان سابقه يك نفر مبتلا و 4 نفر (07/0%) سابقه 2 نفر يا بيشتر مبتلا به سرطان روده بزرگ در سن زير 50 سالگي در بستگان درجه اول داشتند. همچنين از مجموع 162 نفر14 نفر (26/9%) پيش از سن 50 سالگي تشخيص داده شدهاند. از كل افراد شركتكننده (5500 نفر)18 نفر (33/0%) سابقه دو نفر يا بيشتر در بستگان درجه يك يا يك نفر بستگان درجه يك مبتلا به سرطان روده بزرگ كه زير 50 سال تشخيص داده شده باشد را گزارش كردند. چهار نفر (07/0%) 3 نفر يا بيشتر مبتلا در بستگان درجه يك را ذكر نمودند.

                نتيجه گيري: بر اساس نتايج اين مطالعه، تخمين زده ميشود بيش از 570000 نفر با سن بيشتر از 20 سال در معرض خطر 2تا 3 برابري ابتلا به سرطان روده بزرگ در كشور وجود دارند و ميبايست اين افراد شناسايي و جهت شركت در برنامه غربالگري و مراقبت سرطان روده بزرگ تشويق و ترغيب شوند.
                  نویسندگان: مهدی یدالهزاده, شهره الماسی, محمدرضا زالی, سیدرضا فاطمی
                  کلیدواژه ها : پولیپ اسپورادیک کولورکتال - پروتئینهای ترمیم کننده عدم تطابق ژنی - پولیپ آدنوم serrated
                  : 14203
                  : 29
                  : 0
                  ایندکس شده در :
                  سابقه و هدف: بيشتر سرطانهاي كولون از پوليپهاي خوشخيم منشاء ميگيرند. با پيشرفت آهسته و مرحله به مرحله بافتشناسي پوليپهاي آدنوماتوز و آدنوم serrated به آدنوكارسينوم و سرطان بدخيم تبديل ميشوند. تغييرات ژنتيكي و اپيژنتيك با مراحل خاصي از پيشرفت پوليپ به آدنوكارسينوم و نيز تغييرات بافتشناسي در سرطان كولون ارتباط دارد. در اين مطالعه، با استفاده از رنگآميزي immunohistochemistry (IHC) در پوليپهاي اسپوراديك كولون وضعيت عملكردي پروتئينهاي MLH1، MSH2، MSH6 و PMS2 بررسي شده است. مواد و روشها: در اين مطالعه مقطعي كليه بيماران مبتلا به پوليپ اسپوراديك كولوركتال كه در فاصله سالهاي 1382 تا 1388 در بخش بيماريهاي دستگاه گوارش و كبد بيمارستان طالقاني تهران تحت پوليپكتومي قرار گرفتهاند، بررسي شدهاند. يافتهها: IHC براي MLH1، MSH2، MSH6 و PMS2 به ترتيب در 8/6%، 5/4%، 3% و 8/4% موارد غيرطبيعي بود. در تمام موارد PMS2 غيرطبيعي، MLH1 نيز غيرطبيعي و در تمام موارد MSH6 غيرطبيعي، MSH2 نيز غيرطبيعي بود (001/0p<). بين نتايج IHC با جنس، درجه ديسپلازي، نوع پوليپ آدنوماتوز و تهاجم ارتباط آماري معنيداري وجود نداشت. اما بين نتايج IHC با محل پوليپ و سن بيماران ارتباط آماري معنيدار وجود داشت و نيز بين پوليپهاي آدنوماتوز و آدنوم serrated از نظر نتيجه ايمونوراكتيويتي براي MLH1 و PMS2 اختلاف آماري معنيدار وجود داشت (05/0p<). نتيجهگيري: توصيه ميشود رنگآميزي IHC تنها در پوليپهاي آدنوم serrated بخصوص در سمت چپ كولون صورت پذيرد و در ساير موارد بخصوص در سمت راست كولون، انجام اين آزمون در مديريت بيماران احتمالاً كمككننده نخواهد بود.
                    نویسندگان: علیرضا فهیم, محمدرضا زالی, سیدرضا فاطمی
                    کلیدواژه ها :
                    : 7047
                    : 10
                    : 0
                    ایندکس شده در :
                    سابقه و هدف: غدد لنفاوی ناحيه ای، کبد و ريه ها در ارتباط با سرطان های داخلی، پوست يا در اثر ارتشاح تومور و يا به صورت سندرم های پارانئوپلاستيک درگير می شوند و شايع ترين محل های متاستاز سرطان کولورکتال می باشند، ولی متاستاز پوستی نادر است.
                    معرفی مورد: بيمار مرد 55 ساله ای است که مورد شناخته شده آدنوکارسينوم کولورکتال از 11 ماه قبل بود و تنها با تابلوی متاستازهای پوستی وسيع، به عنوان تنها علامت عود تومور، مراجعه نمود. با وجود اينکه شايع ترين محل متاستاز سرطان های کولورکتال، کبد و ريه می باشند، در اين بيمار اين مناطق درگير نشده بودند.
                     نتيجه گيری: متاستاز پوستی يک علامت پيش آگهی دهنده وخيم است، اما در سرطان کولورکتال درگيری پوستی به معنی مراحل نهايی بيماری نيست و می توان با تشخيص به موقع و زودرس ضايعات پوستی مشکوک، اقدام به درمان آن نمود.
                      نویسندگان: محمدرضا زالی, سیدرضا فاطمی
                      کلیدواژه ها : بقاء - سرطان روده بزرگ ارثی - سرطان روده بزرگ غیرارثی (HNPCC) - مدل کاکس
                      : 8821
                      : 82
                      : 0
                      ایندکس شده در :
                      سابقه و هدف: سرطان روده بزرگ سومين سرطان شايع دنيا و دومين علت مرگ در بين سرطانها است. بروز اين سرطان در دهههاي اخير روند رو به رشدي در جامعه ما داشته است. هدف از انجام اين مطالعه، بررسي و مقايسه ميزان بقاء 4 ساله در بيماران مبتلا به سرطان روده بزرگ ارثي و غيرارثي بود.
                      روش بررسي: در مطالعه توصيفي- تحليلي حاضر، 121 نفر شامل 61 بيمار مبتلا به سرطان روده بزرگ غيرارثي و 60 بيمار مبتلا به نوع ارثي آن (HNPCC) كه طي سالهاي 1387-1383 به مركز تحقيقات گوارش و كبد بيمارستان طالقاني تهران مراجعه كرده بودند، بررسي شدند. تحليل آماري دادهها با استفاده از روش كاپلان ماير برآورد شد و با آزمون Log rank مقايسه شد. آناليز چندمتغيري به منظور تعيين مهمترين عوامل موثر بر پيشآگهي بيماران با استفاده از آناليز مدل كاكس صورت گرفت.
                      يافته ها: بقاء 4 ساله بين دو گروه غير ارثي و ارثي داراي اختلاف معنيداري بود، به اين ترتيب كه ميزان بقاء در افرد مبتلا به نوع ارثي 5/82 درصد بود و در گروه اسپوراديك 4/56 درصد (044/0=p) محاسبه شد. سن تشخيص در بيماران مبتلا به سرطان غيرارثي بيشتر از نوع ارثي بود. نسبت خطر براي اسپوراديكها در مقايسه با HNPCC براي محل تومور 93/2 (11/8-06/1=CI95%) محاسبه شد (038/0=p).
                      نتيجه گيري: يافتههاي اين مطالعه، نتايج حاصل از مطالعات قبلي را تاييد ميكند. اين مطالعه نشان داد كه ميزان بقاء در افراد مبتلا به سرطان ارثي روده بزرگ بيشتر از مبتلايان به نوع اسپوراديك است.